راهِ عشق
آن راه که راهِ عشق با آگاهی ست
هر راه دگر رویم، راهی واهی ست
شاهنشه دل حسین باشد، آری
در کشور دل نظام شاهنشاهی ست
۲۸دی ۱۳۸۶
آن روز زمین صحنۀ محشر میشد
سیراب عطش، علیِّ اکبر می شد
زینب در و دیوار به یادش آمد
ذکرِ دلِ او مادر، مادر میشد
۲۷دی ۱۳۸۶
لا حول و لا قوة الا بالله
در معرکه، تفسیر شهادت می کرد
در اوج عطش داشت روایت میکرد
لا حول و لا قوة الا بالله
هم مرگ به او سخت حسادت میکرد
سهشنبه ۲۵دی ۱۳۸۶
پینوشت: درگذشت دانشمند گرامی دکتر سید جعفر شهیدی و همچنین حضرت آیةالله مجتهدی را به عموم مسلمین تسلیت عرض مینمایم.
تکلیف عطش
آن کودک استوار را باور کن
لبتشنۀ بی قرار را باور کن
تکلیف عطش برای او حتمی شد
ششماهۀ روزهدار را باور کن
جمعه ۲۱دی ۱۳۸۶
پیادهرو
... و باز کوچه، خیابان، پیادهرو
هجوم سرد زمستان، پیادهرو
دوباره برف، زمینگیرِ این سرما
کنار کودک بیجان، پیادهرو
مرور سرد نفسهای هر عابر
قدم قدم و کماکان پیادهرو
لحاف برفی خود را به تن میکرد
به روی کودک گریان، پیادهرو
پتوی سرد خودت را بکش بر دوش
که سرد میشود هر آن، پیادهرو
کسی به فکر زمستان و کودک نیست
شدهست قحطی وجدان، پیادهر...
یلدای بیگناه
با این سکوت، اسم خدا هم عوض شده است!
با لحنِ ترس، قافیهها هم عوض شده است!
در کوچههای شهر، خدا جور دیگری است!
انگار شکل زهد و ریا هم عوض شده است!
یلدای بیگناه، بگو که چه کردهاند؟
کاین گونه رسم چلّۀ ما هم عوض شده است!
یلدای بیگناه، هوایی عشق بود
تغییر کرده فصل، هوا هم عوض شده است!
با این سکوتِ محض، در این شهر بیپناه
شعرم نفس برید، نوا ه...